X
تبلیغات
عشق و شور زندگی
رازهای زندگی

عیب کوچولوی عروس
جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است
پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است
پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است
پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد
پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

احمد شاملو

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 21:58 | لینک  | 

می ‌گویند یکی از بزرگان نجف عیال را سه طلاقه کرده بود، دیگر امکان رجوع نداشت، باید محلّلی پیدا می ‌کرد تا خاتون را به عقد خویش درآورد و پس از همبستری، او را طلاق دهد، کاری بس دشوارو پر مخاطره بود، باید کسی می‌یافت که نه خاتون به او دل بندد و نه او به خاتون ! شیخ سردرگریبان به دنبال چاره بود، خاتون جوان و زیبا و گل اندام بود، نکند محلّل جا خوش کند و خاتون را رها نسازد، یا خاتون محلّل را بر شیخ ترجیح دهد! دراین اندیشه بود که صدای انکر الاصوات آب‌حوضی در کوچه پیچید، صدا را به سرش انداخته بود که : ” آب حوض می کشیم “ خودش از صدایش نتراشیده ترو نخراشیده تر بود، کچل و لوچ و پیس، با قدی کوتاه و چشمانی تنگ ودهانی دریده، دون مایه و بی‌فرهنگ، با پایی لنگ، ازمال دنیا سطلی داشت و یک لولهنگ، آب حوض می کشید، نگاه به اوکفاره داشت و دیدنش درخواب صدقه، شیخ چون ارشمیدس فریاد کرد که یافتم، یافتم و سربرهنه به کوچه پرید، دیگر آب‌حوضی نمی‌دید، او واسطه وصال بود، دراوجمال یارمی‌دید، او را به اندرون دعوت کرد و راز خویش با او در میان گذاشت، گفت :” همیشه تو آب ما می کشی و اینک ما، همیشه یک درهم می ستاندی و اینک صد دینار، اما حواست باشد که زود کارت را بکنی و بروی!” آب‌حوضی انگار در عرش پرواز می کرد، خانه شیخ را یکی‌ازقصرهای بهشت می‌دید که درغرفه های آن حوریان منتظرند، او که عمری‌عزب بود و معذب و دست درآغوش خویش‌داشت، با خود گفت :” صد دینار هم ندهی در خدمتم! “ اما به شیخ گفت:” شما بر من ولایت دارید، امرامر شماست” القصه، برای اولین بار بود که دلی از عزا در‌آورد و کامروا با صد سکه دینار طلا از خانه شیخ بیرون آمد، سبکبال شده بود، انگار بر بال ملائک قدم می گذاشت، برعمررفته افسوس می خورد و می گفت: ” عجب کسب پر منفعتی!” فردا صبح شیخ با صدای آب‌حوضی بیدار شد، از همیشه سحرخیزترشده بود و صدایش رساتر، اما چیز دیگری می گفت، او داد می زد: ” من یطلب محلّل؟ ” ” چه کسی محلّل می خواهد؟” شیخ بیرون آمد و گفت: ” این چه بی‌آبرویی است که راه انداخته‌ای؟” آب‌حوضی – ببخشید محلّل – پاسخ داد:” راستش دیدم کارش راحتترودرآمدش بیشتراست، شغلم را عوض کردم! “ این حکایت روزگار ماست، علماء همه جورش را با این ملت تجربه کرده بودند، 24 سال کابینه در اختیار روحانیت بود، جابجایی سید و شیخ و سید هم جواب نمی داد، سه روحانی این عروس را در کابین خویش داشتند و اینک محلّلی لازم بود با شرایط کذا و کذا! باید آنقدر زشت باشد و زشتی کند که ملت نه تنها دل بر او نبندد که از ترس او به دامان داماد قبل پناه برد، قدرش را بداند و اورا بر روی سر بنشاند، و از سویی کسی باشد که اگر خواست جا خوش کند، زورمان به او برسد و دمش را بگیریم و بیرون بیاندازیمش! اما امروز محلّل جا خوش کرده است و با بزک و دوزک، با دروغ و فریب و با خرج کردن از کیسه شیخ می خواهد دردل خاتون جا بازکند، تازه همکاران سابق را هم دعوت کرده است که بیایید، این شغل راحتتر‌وپرمنفعت تراست وبرای دور بعدهم محلّل‌ها صف کشیده اند. بیچاره خاتون

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 21:58 | لینک  | 

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

    نتیجه اخلاقی:

شاید کم کردن فاصله صدا را پایین بیاورد اما بالا بردن صدا فاصله را کم نمیکند.

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 23:35 | لینک  | 

بایستی خواستگار با خود گل ببرد، ترجیحاً گل صورتی رنگ ( علامت حیات، لذت و زندگی) و از یك نوع باشند. در منزل عروس خانم روی یك میز كوچك گلدان با آب آماده باید باشد.

قبل از رفتن به خواستگاری و برای ایجاد زمینه كافی برای آمادگی خواستگار شونده به او و خانواده اش اطلاع می دهیم.

هنگام خواستگاری فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند ( یا جایگزین پدر و مادر با قیم ، پسران اینكار را در غیاب والدین انجام دهند.

خواستگاری حتماً‌باید بعد از ظهر باشد. ساععتهای بین 4 تا 7 .

لباس سنگین و محترمانه باید بر تن كرد. لباس آستین كوتاه، مدل های جلف و تركیب رنگ های كودكانه علامت نفصان عقل پسر و خانواده اوست.

اتاق انتخاب شده از طرف خانواده دختر باید كوچك و محدود باشد مثلاً 3*3 ( و مسافت راه رفتن تا حد امكان كوتاه شود.

پدر و مادر یا جانشینان آنها حتماً باید در منزل باشند و عدم شركت آنها علامت نوعی مقاومت است. حضور بچه ها كلاً ممنوع است.

هرگز نباید از شیرینی تر استفاده كرد . در مراسم خواستگاری نباید شیرینی بزرگ آورده شود. ویا خورده شود . بلکه یك بشقاب كوچك شیرینی خشك نقلی روی میز یا محل پذیرایی قرار داده می شود و یك ظرف میوه قابل خوردن،. میوه های راحت الحلقوم باید مورد استفاده قرار گیرد.

به نحوی كه بدون آب ریزی، كثیف شدن سر و صورت باشد نظیر نارنگی،  گیلاس، آلبالو، زردآلو و ... و نه میوه هایی نظیر انار، هندوانه، خربزه، پرتقال، گریپ فروت، آناناس، ونوشید نیهای مناسب فصل و فرهنگ طرفین ، نظیر چای، قهوه، شیر قهوه، نسكافه، آب میوه مثل آب پرتقال یا شربت معمولی نیز باید برای پذیرایی آماده باشد.

دستمال برای تمیز كردن سر و صورت و دست ها، سطل زباله، وسایل قابل دسترس، نزدیك و جای راحت برای شستن لازم است.

عروس خانم آینده باید حتماً‌ برای دقایقی حضور پیدا كند و غیبت كامل او علامت بدی است.

حتی در جوامع غربی نیز در این مراسم الكل سرو نمی شود. اساساً نوشیدنی مسكر علامت تمدن و تعقل نمی باشد. در خانواده هایی كه الكل می خورند (غیر مسلمان) در اتاق جداگانه الكل سرو می شود.

عروس و داماد در روز خواستگاری مضطرب و پرفشار هستند. توصیه می شود قبل از مراسم ، تكنیك تسلط بر استرس را به كار گیرند.

عروس و داماد باید لباس گشاد و راحت بپوشند.

بسیار خوب است كه دختر خانم قبل از آمدن میهمان ها برای پذیرایی و سلام و علیک و برخورد با میهمانان ، كمی تمرین كند.

خواستگار شونده باید آرام و با طمأنینه راه برود و آرام صحبت كند و آرام چیز بخورد و تعجیلی نداشته باشد.

بهترین تكنیك این است كه بعد از احوال پرسی خواستگار و خواستگار شونده، چند لحظه سكوت سنگین پیش بیاید. و معمولاً مادر عروس خانم سكوت را می شكند و می گویند كه خیلی خوش آمدید.

آقای داماد آینده و خانم عروس آینده بایستی خود را معرفی كنند.

خانواده داماد و خانواده عروس هر كدام جداگانه چند دقیقه ای در مورد خصوصیات فرزندان خود سخن می گویند.

بعد از معرفی می توان چیزی خورد و یا نوشید.باید نوشیدنی را آرام نوید،جرعه جرعه و نه یكباره.

بعد از تمام شدن صحبت ها لحظاتی سكوت برقرار می شود.

یك تا چهار هفته بعد می توان فرصت داشت كه جواب را اعلام نمود یا تلفنی خبر داد. خانواده عروس خانم تلفن می زنند و می گویند كه چه شده . عجله عروس و خانواده اش در جواب دادن ، علامت علاقه به راحت شدن از وضع فعلی و صورت گرفتن فوری ازدواج است و علامت بسیار بدی است و داماد عاقل وسالم در همین جا می تواند رابطه را قطع كند.

در مرحله بعد ، خانواده عروس به دیدن خانواده داماد می روند.

درجلسات دوم به بعد فقط بزرگترها حضوردارند ودخترخانم وآقاپسرحق شركت ندارند وفرصت می دهندكه تصمیمات لازم توسط بزرگترها گرفته شود.

قدری از صحبتها در مورد مهریه، جهیزیه، اعتقادات و مراسم و خواسته های متقابل می باشد.

بعد از مراحل فوق مشاوره صورت می گیرد بهتر است بعد آن ، مراسم عقد باشد و عاقد به خانه بیاید.

در لحظات خواستگاری نباید موزیك پخش شود و محیط بدون محرك باشد تزئینات زیاد و موزیك و آرایش و پذیرایی و نیز علامت بدی برای خانواده دختر است.

خانواده عروس و داماد باید در تمام لحظات توسط خودی ها بررسی شوند تا ایرادات ظاهری لباس و چهره ای خود را برطرف كنند. مثلاً دم در منزل عروس خانم آقای داماد توسط مادر كنترل می شود كه مرتب و منظم باشد.

باید دختر و پسر توسط والدینشان از نظر ظاهر، بیان، مكالمه و فرصت صحبت كنترل شوند. زیرا احتمال جذاب كردن رابطه از طرف هر دو نفر زیاد است.

اولین دیدار و رابطه رسمی ، ماندنی است. بایستی اولین دیدار را با توفیق و دقت بیشتری پشت سر گذاشت.

میزبان میهمان را در صدر مجلس می نشاند و خود در پایین مجلس و باید هر جا را میزبان تعیین كرده میهمان اطاعت كند.

در لحظات اول ، ملاقات داغ و سنگین می شود و گاهی به اجبار سكوت دیده می شود و به كرات تكرار میشود و خانواده میزبان هستند كه سكوت را می شكنند. اصولاً زنها به دلیل نیاز به حرف زدن زودتر سكوت را می شكنند.

در اساسی ترین مرحله ، در خواستگاری خانواده داماد علت آمدن خود را توضیح داده و توجیح كنند.

در موقع پذیرایی، عروس خانم آینده باید به نكات زیر توجه كند: سینی نباید زیاد سنگین باشد و روپوش پلاستیكی مخصوص داشته باشد. فاصله محل سرو تا محل پذیرایی باید خیلی كوتاه باشد. در بعضی موارد امكان ریزش چای و نوشیدنی وجود دارد باید سینی را دو دستی گرفت. باید اول به مادر داماد تعارف كرد و لبخندی برلب داشت و نه به شكلی كه از روی اجبار باشد دختر خانم قبلاً بایستی این نوع لبخند را در مقابل آیینه امتحان كند. نباید دختر خانم زیاد بخندد .هر وقت دختر خانم احساس كرد كه تحت فشار خنده پرسر و صدایی است دهانش را كمی باز كند حمله خنده تمام می شود. هر سینی باید حاوی شش نوشیدنی باشد و نوشیدنی باید بدون صدا و به مقدار كم در دهان كشیده شود. می توان از نی استفاده كرد. افراد فرصت دارند یك لیوان شربت را جرعه جرعه تا آخرین لحظات گفتگو بنوشند و قدری ته لیوان باقی بگذارند.

اساساً وسایل خوردن و نوشیدن، كمكی هستند برای مشغول شدن و كم كردن اضطراب و استرس و آرام شدن.

وقتی زنگ در توسط  خواستگاران ، بصدا در می آید ،خانواده عروس خانم با یك بار كوبیدن درب را باز نمی كنند زیرا عجله آنها علامت و اشتیاق ودلیلی بر ترشیدن دختر آنها میباشد.در ضربات دوم و سوم درب باز می شود و اگر دركاملاً باز باشد( از قبل ) معنی بسیار بدتری دارد. زیاد معطل كردن آنها هم پشت در كار غلطی است.

اعضای خانواده باید آنها را راهنمایی كنند و دم در حضور داشته باشند. اگر خانواده محترمی هستند و با فرهنگ بالا، باید گل را داد به دختر خانم ، و دخترنیز گل را در گلدان آماده می گذارد و سپس آن گلدان را ، روی میز می آورد.

وقت جلسة اول خواستگاری محدود است از 45 دقیقه تا یك ساعت و كمتر و بیشتر از آن نتیجه بخش نمی باشد. همواره صحبت های مهم در فرصت نه خیلی كوتاه و نه زیاد ارائه می شود.

پاسخ خانواده ی عروس از طرف پدر و مادر می باشد و می گویند ما از این ملاقات خوشحال هستیم. امیدواریم كه این اتفاق بوقوع بپیوندد و اگر ازدواج انجام شد اثر مثبت باقی می ماند. بعد نوبت آقا پسر  است كه خودش را معرفی كند و اسم خود را بگوید. سن و شغل و تحصیلات و موقعیت خود را بیان كند( بعد نوبت عروس خانم است ) سپس به مدت كوتاهی سكوت معنی داری حاكم می شود. دراین زمان همة افراد می توانند خود را تنظیم كنند.

در جلسه اول خواستگاری درباره ی عقد، مهریه، مسائل اقتصادی و مادی هیچ صحبتی نمی شود و بسیار خوب است كه محیط و صحنه شاد باشد.

در حالتی كه افراد در نهایت شادی هستند پذیرایی با شیرینی بهترین كاری است كه علامت دو چیز است: الف ـ پذیرایی از میهمان ب ـ پذیرفتن خواستگار

اساساً خداحافظی زمانی صورت می گیرد كه بزرگتر ها در خواست كرده باشند و حالتی خوش بر ارتباط حاكم باشد. اگر میهمانی خیلی گرم باشد فوراً جلسه را خاتمه دهید در غیر این صورت سنگینی و وقار از بین خواهد رفت.

باید در انتظار میزبان بود و اگر تا دو هفته خبر ندادند اشكالی ندارد و چه خوبست كه پاسخ مثبت یا منفی را بدهند. اگر جواب و پیام مثبت بود خیلی راحت می توان آن را اعلام كرد اگر پاسخ مثبت بود باید ساعت ملاقات تعیین شود تا آنها برای ملاقات بیایند و اگر منفی بود نباید بحث كرد و خداحافظی حتمی است. دو یا سه بار سماجت كافی اشكالی ندارد. در زندگی نباید به كسی آویزان شد زیرا در تمامی زندگی بعدی فرد سایه می اندازد به خصوص خانم ها نباید سماجت كنند. اگر همان فرد دوباره سراغ دخترت آمد به او باید جواب منفی داد ولی نباید غرور كسی در این میان شكسته شود.

صحبت در مورد مهریه طبق ضوابط تمام دنیا می باشد. چه خوب است كه زوجین و خانواده آنها مهریه را با مقایسه الگوی تمام زوجین مسلمان برا ی ازدواج یعنی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) مقایسه كرده وتعیین نمایند.مهریه های سنگین نشان عدم لحاظ اعتقادات و مسایل شرعی می باشد در ادیان دیگر مناسب اعتقاد و عرف آنها خواهد بود.

بعد از این دیدارها كه نتایج مثبت داشته ، ارتباط رسمیت پیدا كرده و مدت طولانی از شش ماه تا یكسال نامزدی (محرمیت) صورت می گیرد. نامزدی به معنی عقد نمی باشد. آقایان باید اصول اخلاقی را در دوران نامزدی (محرمیت) رعایت كرده و مسئله جنسی و عاطفی برای دختر بوجود نیاورند و همیشه تا موقع اجازه رسمی و قانونی رابطه جنسی به شخصیت و آقا باقی بمانند اگر نامزدی ( محرمیت) بهم خورد بگویند كه چه مرد آقایی بود كه دختر سالمی را پس داد. این رابطه باید مطابق فرهنگ و اعتقادات باشد. بهترین روش این است كه یكدیگر را به تنهایی ملاقات كنند. البته در یك رابطه اخلاقی و باید تعهدات اخلاقی رعایت شود. بعضی از مردان بسیار بد تربیت هستند مثلاً در دوران محرمیت حریم انسانی را می شكنند. در ایران دختر خانم باید مثل یك دختر خانم باقی بماند و اتفاق جنسی برای او بوقوع نپیوندد احترام به دختر خانم در دوران نامزدی احترام به خود می باشد و بعداً كه ازدواج كرد احساس خوبی نسبت به مرد خود خواهد داشت . جشن نامزدی باید خیلی خصوصی باشد زیرا ممكن است بعداً به هم بخورد و باید خانواده در درجه اول دو طرف باشند(حدود20نفر) و هیچگاه نباید تصور كرد كه این حلقه نامزدی حلقه دائمی می باشد. نباید روی یك فرد خیلی زود سرمایه گذاری عاطفی داشت زیرا كه باید بتوان بعد از شش ماه از او جدا شد. در پدیده عشق چسبندگی مرضی رخ می دهد كه زیر شش ماه جدایی مرضی اتفاق خواهد افتاد

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 19:22 | لینک  | 


 

تمدن فراموش شده بر بلندای شهر/ کهن ترین قلعه کرمان در تصرف 
معتادان (+عکس)

وضعیت نابسامان قلعه دختر و قلعه اردشیر در کرمان آنقدر تاسف برانگیز است که با وجود قدمت و ریشه دواندن در افسانه های مردم کرمان در هیچ یک از.....

 

 قلعه دختر که بر بلندای شهر کرمان قرار گرفته است به دلیل بی توجهی ها در مقابل چشم همگان در حال فرسایش و تخریب است و این درحالیست که هیچ طرح مرمت و بازسازی در این بنای تاریخی که در افسانه های مردم جایگاه ویژه دارد صورت نگرفته است.
به گزارش خبرنگار مهر، دیار کریمان که یکی از غنی ترین استانهای تاریخی کشور محسوب می شود شاهد تمدنهای گوناگون در دورانهای مختلف تاریخی بوده است که هر یک آثار بی نظیری را در استان خلق کرده اند اما به دلیل کم توجهی و البته کمبود شدید بودجه بسیاری از این بناها در حال فرسایش و نابودی هستند.
آنچه که قابل توجه است بناهایی در کرمان مورد بی توجهی هستند که در مناطق دور افتاده استان قرار دارند اما در کمال تعجب یکی از زیباترین و غنی ترین مناطق تاریخی و گردشگری کرمان که هر روز مردم کرمان شاهد برج و باروی آن نیز هستند شامل این مجموعه های تاریخی درحال نابودی می شود و تاکنون هم هیچ برنامه مدونی برای مرمت و بازسازی این بنا صورت نگرفته است.

معتادان و اراذل و اوباش تنها ساکنان قلعه دختر و قلعه اردشیر
وضعیت نابسامان قلعه دختر و قلعه اردشیر در کرمان آنقدر تاسف برانگیز است که با وجود قدمت و ریشه دواندن در افسانه های مردم کرمان در هیچ یک از تورهای گردشگری جایی ندارد و تنها افرادی که ساکنان گاه و بیگاه این قلعه ها هستند افراد ولگرد و معتاد هستند که بهترین مکان را برای خود قلعه ای فراموش شده یافته اند.
 


قلعه دختر و قلعه اردشیر بر فراز کوهی مرتفع در مرکز شهر کرمان قرار گرفته اند و هر روز هزاران نفر اطراف این قلعه ها در حال رفت و آمد هستند اما کسی به فرسایش و وضعیت نابسامان این مجموعه های منحصر بفرد تاریخی توجه نکرده است.
یکی دیگر از مشکلات این مجموعه عدم رعایت حریم این بنای تاریخی است بطوریکه بسیاری از منازل مسکونی در مجاورت این مجموعه ساخته شده اند و از سوی دیگر به نظر می رسد در ساخت مجموعه تفریحی در اطراف این قلعه ها نیز کوچکترین توجهی بر حفظ حریم تاریخی و ساخت و ساز مطابق با معماری کهن قلعه نشده است.
قلعه دختر و قلعه اردشیر بر فراز کوهی مرتفع در مرکز شهر کرمان قرار گرفته اند و هر روز هزاران نفر اطراف این قلعه ها در حال رفت و آمد هستند اما کسی به فرسایش و وضعیت نابسامان این مجموعه های منحصر بفرد تاریخی توجه نکرده است
هر ناظری که از دور به این قلعه بنگرد تنها چیزی در این قلعه که نظر بیینده را جلب می کند وجود یک دکل بزرگ مخابراتی در این مکان است که در کنار قلعه ساخته شده و باز تعجب آور تر اینکه گویی مسئولان میراث فرهنگی هیچ گاه تصور اینکه به حریم این قلعه تجاوز شده است را در ذهن خود راه نداده اند.
 
قلعه دختر کرمان که به آتشکده آناهیتا نیز شهرت یافته است بر فراز کوههای شرقی شهر کرمان قدیمی ترین بنای تاریخی پیش از اسلام و متعلق به دوره ساسانی ها در این شهر است که امروز خشت و گل رسی این بنا در حال فرسایش باد و باران و همچنین دست درازی انسانها قرار گرفته است.
 
ایزد بانوی آب و باروری خفته بر آغوش خاک
 
این مکان در گذشته بسیار دور و قبل از ظهور اسلام مکانی برای پرستش آناهیتای باستانی یا همان ایزدبانوی آب و باروری بوده است که هم اکنون در آغوش خاک و ویرانه ها است.

قلعه دختر یا آتشکده آناهیتا (ناهید) که به قلعه کهنه نیز مشهور است، بر فراز تپه‌های مرتفع شرقی شهر کرمان قرار دارد و از دوران پیش از ورود اسلام به ایران به جای مانده‌است. 

 


مصالح بکار رفته در این قلعه تنها خشت خام و گل رس است بقایای قلعه دختر دورنمای گذشته دراز این شهر و نام آن (آتشکده آناهیتا) یادآور پرستش آناهیتای باستانی، ایزدبانوی آب و باروری است.
 
این قلعه بنا به گمانه زنی های مورخان 220 سال پیس از میلاد مسیح ساخته شده است و شهری آباد و مرکز ولایت کرمان با نام گواشیر و یا کارمانیا بوده است و حداقل زمان اردشیر بابکان را درک کرده است.
کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید قرار داد سپس حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده‌است
 
بنا به گفته یکی از کتب تاریخی کرمان "در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود.
 
اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید (پادشاه مغلوب شده بابِل) قرار داد سپس حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده‌است".

ساختمانهای این قلعه روی هم به دو قسمت مجزا تقسیم می شود قسمتی که بر فراز قلعه نسبتا مرتفع جنوب شرقی قرار دارد و سابقا قلعه کوه نامیده می شده کاملا به علت وضعیت طبیعی از قلعه مجزاست قسمت دوم بر تپه کوتاهتری قرار دارد و به قلعه دختر موسوم است .
 
قسمتی از این قلاع به نام قلعه اردشیر شهرت دارد قلعه اردشیر در بالای تپه مرتفعی واقع شده که با سطح جلگه، قریب پانصد فوت ارتفاع دارد دیوارهای قلعه از خشتهای بسیار ضخیم ساخته شده است در قلاع دختر کرمان با این که جست و جوهای زیاد به عمل آمده آثار تاریخی مهمی به دست نیامده است.
 


ساختمانهای عمده قلعه از قبیل قصر و عبادتگاه و غیر آن بیشتر در فاصله بین همین دو قلعه دیده می شود.
 
استفاده از خاک قلعه به عنوان کود
 
متأسفانه چون خاک این قلعه برای کود مناسب است از سالهای دور اهالی خاک و خشت آن را می کنند و به مزارع می برند و از این راه لطمه بزرگی به این بناها وارد شده است و فقط جاهایی که رفتن چارپا ممکن نیست از دستبرد محفوظ مانده است از قطعات کاشی که ساکس در محوطه قلعه دیده، بر می آید که برخی از ساختمانهای آن علاوه بر جنبه نظامی، جنبه بزمی نیز داشته و هنر ذوق در تزئین آن دخالت کرده است.
 
در رشته جنوبی قلعه اردشیر صخره ای نسبتا بلند دیده می شود که از اواسط صخره پلکانی برای رسیدن به قله آن تراشیده اند که ۱۳۴ پله دارد و "ساکس" مستشرق شهیر، احتمال داده است که این محل نقاره خانه قلعه بوده و چون پلکانها نو هستند به نظر می رسد که در همین اواخر تراشیده شده باشند.
 
خرابه هایی که در دامنه همین قلعه ها قرار دارد از هجوم افغانیها به بعد رو به خرابی رفته و امروز فقط بقایایی از آن به نظر می رسد.
 
فردوسی قلعه را به هفتواد نسبت می دهد
 
افسانه ها ساختمان قلعه را به اردشیر بابکان نسبت می دهند و فردوسی در شاهنامه بنای قلعه را به کسی قبل از اردشیر به نام هفتواد نسبت می دهد.
 
در زمان سلجوقیان نیز "قلعه دختر" پناهگاه کرمانیان محسوب می شده و در تاریخ افضل آمده است یکی از قلاع کوچک موسوم به "گوهریه بوده" و برجهای قلعه نیز نامی مخصوص به خود داشته که از آن نام "برج فیروزه" به ما رسیده است.
 
لزوم مرمت و بازسازی قلعه دختر و قلعه اردشیر
 
این مطالب به استاد کتب تاریخی کرمان بیان شد که نشان دهنده سابقه تاریخی این بنای کهن دارد که پس از سالها هم اکنون جولانگاه اراذل و اوباش و معتادان شده است متاسفانه روشن کردن آتش و کند و کاری های این افراد به بسیاری از قسمتهای بنا صدمه زده است.
 
مجموعه پارک انقلاب نیز که یکی از مراکز تجمع اراذل و اوباش و معتادان در کرمان است در مجاورت این بنا قرار گرفته است و مجموعه این مسائل مشکلاتی را نیز برای ساکنان این منطقه ایجاد کرده است.

 


یکی از ساکنان این منطقه در گفتگو با مهر اظهارداشت: بناهای تاریخی این منطقه از شهر کرمان به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه و مرتفع بودن از انظار دور هستند و قرار گرفتن پارکی نیز در مجاورت این مجموعه موجب شده است در اکثر مواقع شاهد تجمع دستجمعی معتادان باشیم.
 
وی ادامه داد: این مسئله مشکلاتی را برای ساکنان ایجاد کرده است که بارها نیز طی نامه هایی به مسئولان بروز چنین وضعیتی را کرده ایم اما تاکنون اقدامی نشده است.
 
این شهروند کرمانی با اشاره به وسعت پارک و عدم نظارت صحیح بر اداره این مرکز تفریحی و فرهنگی گفت: کمتر خانواده ای به دلیل وضعیت ناهنجار این مجموعه برای تفریح به این مجموعه مراجعه می کند این درحالی است که طرحهای گسترش پارک نیز درحال انجام است و هر روز شاهد آزاد سازی محوطه اطراف پارک برای گسترش آن هستیم.
 
وی ادامه داد: از سوی دیگر آزاد کردن حریف پارک با کندی پیش می رود و همین مسئله موجب شده است این مکانها نیز که تخلیه شده است موجب بد منظره شدن منطقه و ایجاد محلی برای تجمع افراد ولگرد شود ضمن اینکه این محل به مکان مناسبی نیز برای حشرات موزی نیز تبدیل شده است.
 
وی خواستار استقرار نیروهای انتظامی در این منطقه و پاکسازی قلعه های تاریخی و پارک اطراف ان از وجود اراذل و اوباش و معتادان شد.
 
وضعیت قلعه دختر و قلعه ادشیر به عنوان نخستین سکونت گاه بشری کرمان تاسف بار است
 
محمد عظیم زاده، کارشناس باستانشناسی نیز در گفتگو با مهر اظهارداشت: بدون شک این بناها از کهن ترین ابنیه تاریخی شهر کرمان محسوب می شوند و با این وجود جز چند مورد کوتاه و مقطعی هیچ مطالعه باستانشناسی بر روی این قلعه ها صورت نگرفته است.
 
وی گفت: بنا به اکتشافات صورت گرفته هم اکنون این بناها جز اولین مراکز جمعیتی کرمان محسوب می شود که در گذشته شاهد حوادث تاریخی متعددی نیز بوده است.
 
عظیم زاده افزود: هم اکنون این مجموعه تاریخی دچار فرسودگی بسیار شدید شده است و قسمتهایی از مجموعه نیز در حال ریزش و تخریب است اما اقدامی در راستای استحکام سازی و تثبیت مجموعه صورت نگرفته است.

 


 این کارشناس اضافه کرد: این مجموعه بر روی دو کوه مرتفع و کم ارتفاع قرار دارد که اولی به دلیل ارتفاع زیاد از دسترس مردم دور مانده است اما متاسفانه هم اکنون یک دکل مخابراتی بر روی این مجموعه نصب شده که ضمن صدمه به منظر مجموعه ناهماهنگی خاصی را نیز ایجاد کرده است.
 
وی ادامه داد: در مجموعه کم ارتفاع تر نیز که در مجاورت پارک انقلاب قرار گرفته عوامل مختلفی به جز عوامل طبیعی درحال تخریب مجموعه هستند و کسی نیز برای حفاظت از آن اقدام عملی نکرده است.
 
وی گفت: ساخت سازهای ناشی از احداث پارک در نزدیکی مجموعه، وجود اراذل و اوباش و تخریب مجموعه توسط این افراد و همچنین ناامن کردن مجموعه برای بازدید گردشگران از جمله مشکلات قلعه دخترو قلعه اردشیر است.
 
معاون فنی میراث فرهنگی کرمان در خصوص وضعیت کنونی این مجموعه تاریخی با تائید بروز برخی فرسایشها در گذشته بر روی این بنای تاریخی گفت: این مجموعه تاریخی به دلیل عوامل مختلف از جمله عوامل طبیعی به شدت فرسوده شده اند.
 
 
وی ادامه داد: اما این بنا که متعلق به قبل از اسلام است همچنان پا برجامانده است.
 
محسن موحدی ادامه داد: تخمینی که در خصوص قدمت این بناها زده می شود مربوط به دوران ساسانی است اما هنوز مطالعه دقیقی در این خصوص صورت نگرفته است.
 
این مسئول افزود: هر گونه ساخت و ساز در طرحهای تفریحی باید با هماهنگی کامل با میراث فرهنگی باشد زیرا حفظ حریم مجموعه تاریخی الزامی است.
 
موحدی ادامه داد: حریم این مجموعه نیز از قبل طی اقدامات انجام گرفته مشخص شده است و به دستگاههای مربوط اعلام شده است و از شهرداری نیز می خواهیم در ساخت و سازهای این حریم رعایت شود.
 
عضو شورای شهر کرمان با اشاره به پتانسیل بالای گردشگری قلعه دختر و قلعه اردشیر کرمان گفت: با اجرای طرحهای ساماندهی قلعه های کرمان این مکانها آینده اقتصادی کرمان را تامین می کنند.

 


 وی گفت: قلعه های تاریخی شهر کرمان از پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر برخوردارند و در صورت ساماندهی این قلعه ها آینده اقتصادی شهر کرمان تامین می شود.
 
قلعه های تاریخی کرمان نقطه ای طلایی برای تحول اقتصادی شهر هستند
 
وی افزود: فاز اول ساماندهی این قلعه ها انجام شده است و بزودی فاز دوم طرح نیز آغاز می شود.
 
سام تصریح کرد: احیاء این مناطق موجب ایجاد یک نقطه طلایی در کرمان می شود و مسئولان شهرداری و شورای شهر کرمان مصمم به اجرای این طرح هستند.
 
وی گفت: با برنامه ریزی انجام شده بزودی شاهد تحول در عرصه گردشگری کرمان خواهیم بود.
 
وی افزود: استان و شهر کرمان سرشار از مکانهای تاریخی است و مسئولان باید با شناسایی آنها نسبت به سرمایه گذاری در این بخش اقدام کنند.

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 20:8 | لینک  | 

 

اگرقضاو قدر در لوح محفوظ است پس چطور انسان میتواند قضا و قدر خودراتغییربدهد؟

 

 

در بدو اکر باید دید که منظوراز قضا و قدر حتمی چیست؟منظور از قضا و قدر در آیات  و در احادیث ائمه(ع) عبارتست از اینکه در جخان یک نظام علت و معلولی و سبب و مسببی وجود دارد و این نظام از اراده و علم خداوند سرچشمه میگیرد یعنی سرنوشت هر موجود  به علل ان بستگی دارد. در مورد انسان هم  همینطور است زیرا اراده ی الهی بر این تعلق گرفته است که یکی از حلقه های این زنجیره علت ها (یا به عبارت دیگر جزءالعله) اراده خود انسان باشد و به همین دلیل است که اراده ی انسان در طول اراده ی الهی و نه در عرض ان در سرنوشت او تاثیر  دارد. . چون تمام علل و اسباب،مظاهر قضا و قدر الهی میباشند،در مورد هر حادثه ای ،هر اندازه علل و اسباب مختلف و جریانهای مختلف متصور باشد،قضا و قدرهای گوناگون متصور است.آن جریانی که هم که واقع میشودو صورت میگیرد ؛به قضا و قدر الهی است و ان جریانی هم که متوقف میشود به قضا و قدرالهی است .

 

تقسیم کردن قضا و قدربه حتمی و غیر حتمی از وضع خاص موجودات سرچشمه میگیرد. موجودی که امکانات متعدد دارد و علل مختلف ممکن است در او تاثیرکنند و هر علتی او را در یک مجرا و یک مسیر بخصوص قرار میدهد،مقدرات متعددی دارد،به هر اندازه که به علل گوناگون بستگی و ارتباط دارد،مقدرات دارد،از اینرو سرنوشت و قضا و قدر چنین موجودی غیر حتمی است و اما موجودی که بیش از یک امکان در او نیست و یک مسیر بیشتر برایش ممکن نیست و جزبا یک نوع علت سرو کار دارد سرنوشتش حتمی و غیر قابل تغییر است. به عبارت دیگر،حتمیت و عدم حتمیت ناشی از جنبه ی قابلی است نه جنبه ی فاعلی،به معنای قابلیت واحد و قابلیتهای متعدد است.از این رو مجردات علوی که فاقد امکان استعدادی میباشند و همچنین موجودات طبیعت در بعضی حالات استعداد بیش از یک آینده را ندارند،سرنوشتشان حتمی است و اما اندسته از پدیده های ظبیعت که استعداد بیش از یک اینده رو دارند،سرنوشتشان غیر حتمی است.

 

 

در طبیعت نیز قضا و قدرهای حتمی و به عبارت دیگر،جریانهای غیرقابل تبدیل هست. در طبیعت ،هر موجودی مسبوق به عدم است و باید از موجودات دیگر سرچشمه بگیرد،این قضای حتمی است.

 

هر موجود طبیعی باید راه فنا و زوال پیش گیرد مگر اینکه تبدیل شود به موجود غیر مادی.این نیز قضا و قدر حتمی است.کوجودات جهان طبیعت به مرحله ای میرسند که تغییر مسیر برای انها غیر ممکن میشود:یا باید معدوم شوند و یا همان جریان را طی کنند،یعنی تقدیر حتمی پیدا میکنند. مثلا سلول نطفه ی یک مرد  که با تخمک یک زن جفت میشود و مجموعا یک واحد سلول را تشکیل میدهند،سرشت و طینت معینی را برای آینده ی کودک تشکیل میدهند و صفات موروثی خاصی را در کودک بعدا بوجود میاورند که در سرنوشت اینده ی او موثر است.

 

بدیهی است که اگر سلول نطفه این مرد با تخمک زن دیگر جفت شده بود،واحد دیگری مغایر با این سرشت وطینت تکوین میشد. پس از تکوین یک سرشت و طینت،دیگر نمیتوان ان را به سرشت دیگر تبدیل کرد،یعنی در این مرحله قضا و قدر حتمی میشود،از این رومیبینیم که در زبان دین ،رحم یکی از الواح قضا و قدر نامیده شده است.

 

قوانینی که برجهان حکمفرماست غیر قابل تغییرو تبدل اند.موجودات طبیعت در تغییر و تبدیل اند،اما نظامات طبیعت ثابت و لا یتغییرند. موجودات طبیعت متغیر و متکامل اند و در مسیرهای مختلف قرار میگیرند،کاهی به سرحد کمال میرسند و گاهی متوقف میشوندگاه تندمیروند گاه کند.عوامل مختلف سرنوشت انها را تغییر میدهد اما نظامات طبیعت نه متغییرن و نه متکامل،ثابت و یکنوختند.

 

قران کریم از این نظامات لایتغییر به <<سنت الهی>>تعبیر میکند و میگوید (سنت الهی)تغییرپذیر نیست،سنت الهی قابل برگردان نیست. مثلا اینکه عاقبت با متقیان و پاکان است و زمین از ان صالحان است سنت لایتغیر الهی است.

 

اینکه تا مردمی با ابتکار خودشان در اوضاع روحیه و افمار و اخلاق خود تغییری ندهند خدواند اوضاع و احوال عمومی انها را عوض نمیکند سنت لایتغیر الهی است

 

اینکه وضع حکومت مردمی با وضع روحیه و اغکار و اخلاق و شایستگی انها بستگی دارد سنت لایتغییر الهی است. اینکه  اگردر میان قومی طبقه ی مترف پیداشوندو فسق و شهوترانی و تن پروری اغاز کنند منجر به هلاکت ان قوم میگردد سنت لایتغیر الهی است.اینکه اگر مردمی به ایمان مجهز باشند و شایسته عمل کنند در نیدان تنازع بقا گوی سبقت را خواهند ربود و خلافت زمین در اختیار انها قرار خواهد گرفت سنت لایتغیر الهی است.

 

اینکه عاقبت ظلم و بیدادگری ،ویرانی و تباهی و نابودی است سنت تغییرناپذیر الهی است. پس عقیده به قصا و قدر حتمی هیچکونه منافاتی با دخیل بودن ارده ی لنسان در سرنوشت او ندارد.زیرا اراده ی خداوند تعلق گرفته به اینکه خواست انسان هم در سرنوشت او تاثیر داشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 18:42 | لینک  | 

چرا دختران 6 سال زودتر از پسران به سن تکلیف می رسند؟

بارها به دختران نوجوان و جوانی برخورده ام که با شنیدن بعضی روایات، از زن بودن خودشان نومید و غمگین شده اند. امروز می خواهم به روش خودم ثابت کنم این که می گویند" دین زن دچارنقصان است چون چند روز درماه قادربه انجام فرایض دینی خود نیست" نمی تواند صحیح باشد.

به نظرمن این که خداوند دختران را از۹ سالگی مکلف اعلام کرده و پسران را از۱۵ سالگی، نمی تواند به دلیل رشد عقلی بیشتر جنس مونث نسبت به جنس مذکر باشد، که اگر چنین باشد هم به مردان توهین شده و هم واقعیت های جامعه نادیده گرفته شده اند. به دختر و پسرهای ۹ ساله نگاه کنید. کدام آدم بی انصافی می تواند ادعا کند که دختر بچه ۹ ساله باید مثل انسانی بالغ و مکلف، در برابر تمام کارهای خود مسوول باشد؟؟ و چه کسی می تواند بگوید یک پسر۱۴ساله به اندازه یک دختر۹ ساله هم نمی فهمد؟!
چرا دختران شش سال زودتر به سن تکلیف می رسند؟ 

به طور میانگین، دختران در سن ۱۵ سالگی به بلوغ جسمانی می رسند و در سن ۴۵ سالگی هم یایسه می شوند، یعنی سی سال از عمرشان را در حالی می گذرانند که هرماه سه الی هفت روز قادر به انجام فرایض دینی نیستند، یعنی به طور میانگین ۵ روز. ما برای آن که حداکثر ناتوانی زنان را درانجام فریضه - که ممکن است به دلیل بارداری یا بیماری هم پدید آید ـ در نظر گرفته باشیم آن را می گیریم ۶روز در ماه ، یعنی به طور میانگین سالی ۷۲ روز که کلا در طول سی سال می شود ۲۱۶۰ روز.
این تعداد روز را تقسیم بر۳۶۵ کنید،  با اندکی کم و بیش می شود شش سال!!

یعنی زنان به طور متوسط، طی شش سال از عمر مفید باروری شان، قادر به انجام فریضه نیستند که خداوند این شش سال را با شش سال زودتر مکلف کردن آنها جبران کرده تا مردان از لحاظ ثواب انجام فریضه بر زنان برتری نداشته باشند!! 

حالا چه کسی می گوید دین زن ها دچار نقصان است؟؟ که حتی اگر هم بود، ازآن رو که در نتیجه نوع آفرینش زنانه شان بود و خدا این طور می خواست، ایرادی برآن وارد نبود!
نوشته شده توسط مریم  در ساعت 0:57 | لینک  | 

خدایا با این همه گناه برای کدام گناه توبه کنم؟قران کریم:ان الله بغفرالذنوب جمیعا(زمر/53)خداهمه گناهان را میبخشد.

خدایا !آیامرا به یاد داری؟قرآن کریم:مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم(بقره /152)

مردم به چه جیز دلخوش باشند؟قران کریم :به فضل و رحمت خداوند بزرگ (یونس/58)

خدایا در نا امیدی ها چه کار کنم؟قرآنکریم :از رحمت خداوند نا امید نشوید.(زمر /53)

نوشته شده توسط مریم  در ساعت 12:40 | لینک  | 

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت.

سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.

کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.
من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید،

به‌ نیت‌ نا امیدی.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد.

هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.
حتی‌ اگراندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،

‌تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی...
پ
نوشته شده توسط مریم  در ساعت 16:47 | لینک  | 

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت.

سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.

کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.
من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید،

به‌ نیت‌ نا امیدی.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد.

هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.
حتی‌ اگراندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،

‌تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی...
پ
نوشته شده توسط مریم  در ساعت 16:45 | لینک  |