<امیرو> جوان 25 ساله اهل شهر بمبءی ان روز تصمیم قطعی گرفته و اماده خودکشی بود اما درست چند لحظه قبل از اینکه تیغ را به رگ دستش فشار بدهد ناگهان اتفاق عجیبی رخ داد و یک نفر از اسمان پایین امد و داخل اتاق پسر جوان هندی را پر از نور کرد . <آمیرو> در حالی که به بالهای دختر زیبایی که از سقف اتاق فرود امده بود نگاه میکرد با تعجب گفت:<تو کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟>مهمان ناخوانده گفت:<من در هیچ کاری پیشرفت نمیکنم...به هر دری میزنم به رویم بسته است . از بس شکست خورده ام خسته شده ام و میخواهم خود راراحت کنم.>فرشته با مهربانی خندید و گفت:<ایا درخت بامبو و سرخس را دیده ای؟ روزیکه خداوند این دو درخت را افرید از هر دو به یک اندازه مراقبت کرد اما بر خلاف سرخس که خیلی زود سر از خاک در اورد و همه زمین را فرا گرفت درخت بامبو اصلا رشد نکرد. اما خدا از او قطع امید نکرد. در سال دوم سرخسها بیشتر رشد کردند اما از بامبو خبری نبود. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد و در مدت شش ماه ارتفاعش از سرخس بالاتر رفت . میدانی چرا؟چون در ان پنج سال- که سرخسها زیاد میشدند- بامبو داشت ریشه هایش را قوی میکرد.>فرشته لبخندی زد و ادامه داد:آیا میدانی در همه این سالهایی که تو در کار مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت داشت مستحکم میشد!آری زمان تو نیز فرا خواهد رسید و پیشرفت خواهی کرد . نا امید نشو!><آمیرو> خندید و تیغ را کنار گذاشت.
مرد جوانی برای اموختن رسم زندگی به سراغ استاد خردمندی رفت که در یک قصر زندگی میکرد و به او گفت:>رسم زندگی را به من بیاموز!<
پیرمرد خردمند فکری کرد و سپس قاشقی برداشت و داخل قاشق دو قطره روغن ریخت و به دست جوان داد و گفت:<برو تمام قصر مرا بگرد اما مراقب باش روغن داخل این قاشق نریزد.> مرد جوان اطاعت کرد و شروع به قدم زدن در قصر کرد و بشدت هم مراقب قاشق بود. دو ساعت بعد وقتی برگشت استاد از او پرسید:< ایا فرشهای زیبای ایرانی کف قصر رادیدی؟ ایا بلورهای رومی خانه ام را دیدی؟پرده های ابریشم چینی را چطور؟> مرد جوان با شرمندگی گفت:<هیچ کدام را ندیدم چون مراقب قاشق بودم.>خردمند با عصبانیت گفت:<کسی که محیط اطرافش را نمیبیند چگونه میخواهد رسم زندگی را بیاموزد؟>پسر جوان فرصتی دیگر خواست و رفت و دو ساعت دیگر که برگشت فرشها و بلورها و پرده های داخل قصر را با جزئیات کامل تفسیر کرد در این لحظه پیرمرد به قاشق اشاره کرد که دو قطره روغن از داخلش بیرون ریخته بود. مرد جوان گفت:<استاد حواسم به محیط قصر بود و متوجه قاشق نبودم.>استاد خردمند لبخندی زد و گفت:< راز خوشبختی همین است: که اگر میخواهی از زندگی در دنیا لذت ببری وظیفه ای را که به عهده توست به خوبی انجام بده!.>
دوستي از دوجنس مخالف و ارتباط دختر و پسر و شرايط آن
يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.
بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.
مردوزن
گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.
در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.
تعريف «دوستي دختر و پسر»
بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.
انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف
1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.
بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.
2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.
چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.
چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.
3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.
اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.
4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.
اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...
براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...
و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...
و اين، رنج است.

او با فكري جمع و جور شده شروع به نوشتن ميكند: «من ماريا باخ صاحب ثروتي افسانهاي از اهالي بوركينا فاسو هستم، اما نميتوانم ثروتم را از كشور خارج كنم. اگر شما وكيل من بشويد، صاحب نيمي از ثروتم خواهيد بود.» پيام خيلي كوتاه و شفاف است و شكي باقي نميگذارد.
انگار پس از سالها بدشانسي، مرغ اقبال اين بار روي شانههايش نشسته است. فقط كافي است دل به دريا بزند و با اين زن رابطه برقرار كند. البته او آن سر دنياست ولي اگر بخواهد حتما ميتواند. پس او هم شروع به تايپ كردن در ايميلش ميكند: «من... حاضرم هزينههاي انتقال ثروت شما را به عهده بگيرم. پس در پيام بعدي شماره حسابتان را برايم بفرستيد.»
وقتي اين واژهها ميان مارياي قلابي و مرد ايراني از همه جا بيخبر رد و بدل ميشد، شايد هيچكس حتي خود مرد هم خبر نداشت چه كلاهبرداري بزرگي در حال وقوع است. نخستين پرونده كلاهبرداري در ايران به چند سال پيش برميگردد كه در آن يك مرد ايراني وقتي ايميل خود را باز كرد به پيغام شاديآوري برخورد. دختري كه خود را ماريا باخ معرفي كرده بود با ادعاي اين كه دختر نخستوزير سابق بوركينا فاسوست، از گنجي گفته بود كه مرد ايراني ميتوانست نيمي از آن را در اختيار داشته باشد.
ماريا در پيغام اينترنتياش اعلام كرده بود، دختري تنها و مجرد است و با مرگ پدرش شرايطي پيدا كرده كه نميتواند به كشورش برود و ميخواهد مرد ايراني به عنوان وكيل وي به كشورشان برود و ثروت افسانهاي به جا مانده از پدر را از بوركينا فاسو خارج كند. به اين ترتيب وقتي با درخواستهاي به ظاهر قانوني ماريا مرد ايراني پول ميليوني را به حساب او در بانكهاي خارجي واريز كرد تا او بتواند با پرداخت ماليات گنج خود در بوركينا فاسو شرايط انتقال آن را به ايران فراهم كند، تماس ميان ماريا و مرد ايراني به طور ناگهاني قطع شد تا پرده از راز كلاهبرداري اينترنتي برداشته شود.
ماجراي اين كلاهبرداري اينترنتي در اداره جرايم رايانهاي پليس آگاهي تهران تحت بررسي قرار گرفت و تيم تحقيق با بيشتر شدن پروندههاي مشابه پي برد كه گروه سازمانيافتهاي در سطح گسترده به ارسال پيغامهاي اينترنتي به مشتركان پست الكترونيك سايت ياهو اقدام ميكنند و با پيشنهادهاي ميليوني به اغفال طعمههاي خود ميپردازند.
البته اين پايان ماجرا نبود چرا كه در اقدامي مشابه يك تاجر خراساني نيز 70 ميليون تومان از دارايياش را از دست داد. او نيز وقتي ايميلش را باز كرد از 3 كمپاني و سايت جداگانه پيامهايي را دريافت كرد كه در آن برنده خوشبخت معرفي شده بود. يكي از اين كمپانيها اعلام كرده بود كه محمدرضا برنده يك ميليون يورويي است و همراه 9مشترك اينترنتي ديگر به اين جايزه دست يافته است. اين در حالي است كه 2 كمپاني ديگر نيز اين مرد را برنده 450 هزار دلاري معرفي كردند و از او اطلاعاتي درخواست كردند.
آنها از محمدرضا خواستند به منظور جابهجايي پول به ايران مبالغي به اين منظور و همچنين مبالغي از بابت پرداخت بيمه و ماليات ويژه درآمدهاي اتفاقي نيز به شماره حساب داده شده واريز كند. البته او سعي ميكرد تا اين پول را پرداخت نكند ولي با وجود تلاشهاي بسيار وقتي ميبيند براي دريافت جايزهاش چارهاي جز تسليم در برابر درخواست كمپانيهاي خارجي ندارد حدود 65 هزار يورو به حساب آنان واريز كرد به اميد اينكه به ثروت بادآوردهاي دست خواهد يافت.
اما پس از گذشت مدتي طولاني وقتي تاجر خراساني متوجه شد ديگر تماسي با وي گرفته نميشود و به تماسهاي او نيز پاسخي داده نميشود پي برد كه در دام كلاهبرداران اينترنتي گرفتار شده است.
شايد خيلي از افراد در سرتاسر دنيا باشند كه به خاطر زودباوري خود در دام چنين كلاهبرداراني گرفتار شدهاند. در واقع داستان اغفال اين آدمها با يك پيام ساده و كوتاه شروع ميشود، اما به خاطر وعدههايي كه براي پولدار شدن به آنان داده ميشود دل از كفشان ميرود و با كلاهبرداران همراه ميشوند، اما خاصيت اين قبيل پيغامها وسوسهانگيز بودن آنهاست، طوري كه ديگر فرد دريافتكننده نميتواند به درستي پيامهاي دريافت شده فكر كند، زيرا تصورش بر اين است هرگونه تعلل ميتواند هماي بخت را بر شانه ديگري بنشاند.
البته نكته قابل توجه در اين گونه پيامها، ناشناس ماندن توليدكنندگان پيام است، حتي آن زمان كه در دادسراهاي دنيا پروندههاي شكايت تشكيل ميشود نيز كسي نميداند واقعا با چه افرادي طرف هستند هرچند كه اطلاعات مختصر موجود بيان ميكند كه عمده اين كلاهبرداران مليت آفريقايي و اروپايي دارند. اما آنچه جاي سوال دارد اين است كه به چه دليلي دريافتكنندگان پيامهاي وسوسهكننده به محتواي اين پيامها شك نميكنند و از خود نميپرسند كه مثلا چه دليلي دارد يك شركت اروپايي آنها را در قرعهكشي شركت بدهد و قصد اعطاي جوايز چند ميليوني به آنها را داشته باشد و يا اينكه اين شركتها به چه طريقي با اين كاربران آشنا شدهاند و با چه مكانيزمي آنان را در قرعهكشي شركت دادهاند.
با اين پيامها آشنا شويد
پس اگر يك روز ايميل خود را باز كرديد و با پيامهاي اينچنيني روبهرو شديد آگاه باشيد كه بدون شك كاسهاي زير نيمكاسه وجود دارد:
خوشبخت هستم كه به اطلاع برسانم شما برنده جايزه 19 ميليون و 700 هزار دلاري قرعهكشي شركت ما شدهايد. با توجه به اين كه از ميان هزاران نفر در سراسر جهان اين جايزه به شما اختصاص يافته است، خواهشمنديم مشخصات كامل خود را براي ما ارسال فرماييد. در ضمن وكيل ما آقاي... كارهاي مربوط به انتقال اين مبلغ به حساب شما را انجام خواهد داد.
- دوست گرامي سلام. من فرزند ارشد فرماندار سابق ايالت كاتو موتو از توابع داكار پايتخت سنگال هستم. پدرم پس از مخالفت با دولت به طور مرموزي كشته شد و از آنجا كه طبق قوانين مالي كشور متبوعم امكان برداشت پول از حساب او در اينجا را ندارم، از شما خواهش ميكنم براي انتقال موجودي حساب پدرم كه 18 ميليون دلار است كمكم كنيد. در ضمن 25 درصد از اين مبلغ به پاس قدرداني به شما تعلق خواهد گرفت.
- دوست عزيز شما وارث خوششانس 5 ميليون دلار حساب موجودي خانمي هستيد كه همراه تمامي اعضاي خانوادهاش در سانحه هواپيمايي پانآمريكن در ايالت آلاسكا جان سپرده است. ما از سال 2000 كه اين اتفاق هولناك كه براي خانم جويس رخ داد تاكنون به دنبال شما بوديم تا اين كه توانستيم نشاني شما را پيدا كنيم. خواهشمنديم مشخصات حساب بانكي، نام و نام خانوادگي و شغل خود را براي ما بفرستيد تا نسبت به انتقال موجودي به شما اقدام شود.
البته اگر فردي كه اين پيامها را دريافت ميكند كمي باهوش و محتاط باشد هرگز به اين قبيل كلاهبرداريها توجهي نميكند، اما بر اساس آمارهاي موجود هر هفته تعداد قابل توجهي از كاربران اينترنتي با ديدن اين نامهها كه با لحن بسيار مودبانهاي نوشته ميشود در دام فريبكاري فرستندههاي آنها گرفتار ميشوند و براي رسيدن به ثروتي افسانهاي، قرباني دامهاي عنكبوتي آنان شده و ميليونها تومان پول خود را از دست ميدهند.
كلاهبرداري اينترنتي چيست؟
كلاهبرداري اينترنتي كه اين روزها از كلاهبرداريهاي سنتي پيشي گرفته، به يك معضل بزرگ و پيچيده براي جوامع بشري تبديل شده است به حدي كه نميتوان با قوانين سنتي جوابگوي برخورد با مجرماني بود كه به صورت شبح و ناشناخته اقدام به كلاهبرداري ميكنند. جالبتر اينكه براي مجرمان اينترنتي نميتوان حد و مرزي تعريف كرد ضمن اينكه قوانين هر كشور در قلمرو آن كشور قابل اجراست و براي خارج از كشور مشكلاتي را در پي دارد.
در اين ميان قوانين موجود نيز باعث شده است تا كلاهبرداران اينترنتي عرصه را براي خود بازتر ببينند و با سوءاستفاده از اين وضعيت بيشتر مرتكب كلاهبرداري و جرمهاي اينترنتي شوند. براي همين است كه امروزه دنيا به فكر چاره افتاده و با توسل به اجماع، قوانيني را براي اين معضل پيشبيني كرده است، اما فناوري اطلاعات در زندگي بشر چنان بسرعت گسترده شده كه تمام جنبههاي آن را تحتتاثير قرار داده است.
تجارت نوين و پيشرفت فناوري اطلاعات اين امكان را به تاجران، شركتها و بخش صنعت ميدهد كه جريان امور خود را تسهيل كنند و بر تواناييها و مهارتهايشان بيفزايند. ولي با وجود اين همه مزايا، فناوري اطلاعات عرصه را براي بزهكاران باز كرده و با ناشناس ماندن و صرف هزينه و وقت كمتر اعمال مجرمانه خود را انجام ميدهند.
به اين ترتيب در محيط وب و اينترنت، بزهكاران با حجابي افسونگر و به صورت ناشناس وارد اين فضاي مجازي ميشوند كه در نتيجه نه تنها به مصرفكنندگان و سرمايهگذاران ضرر ميرسانند بلكه اعتماد مصرفكنندگان را به تجارت الكترونيك و فناوري اطلاعات تضعيف ميكنند.
اما كلاهبرداري اينترنتي يكي از جرايم يقه سفيدهاست كه با توسعه اينترنت و ارتباطات اينترنتي گسترش يافته است و منظور از آن هرگونه كلاهبرداري است كه به وسيله برنامههاي رايانهاي يا ارتباطات شبكه اينترنتي صورت ميگيرد. در واقع كلاهبرداري اينترنتي به هر نوع طرح متقلبانهاي گفته ميشود كه يك يا چند بخش از اينترنت را به كار ميگيرد تا درخواستهاي خود را به منظور انجام معاملات جعلي و بردن اموال قربانيان احتمالي مطرح ميكند.
ضعف قانون و جسارت كلاهبرداران
اما با وجود تمامي اين مشكلات، معضل اصلي در برخورد با كلاهبرداران اينترنتي، نبود قانوني كامل و جامع است؛ وضعيتي كه برخورد با اين متقلبان عرصه وب را با دشواري روبهرو كرده است. البته چندي پيش كليات لايحه جرايم اينترنتي به تصويب نمايندگان مجلس رسيد كه رسيدگي به جرايم اينترنتي نيز در قالب اين لايحه قرار گرفته است، هرچند به نظر ميرسد اين جرايم به صورت كمرنگي نمايان شدهاند.
نگارش لايحه جرايم رايانهاي از دولت هشتم آغاز شد، ولي سرانجام كليات آن در دولت نهم به تصويب رسيد، اما همانگونه كه مطرح شد بخش مربوط به كلاهبرداريهاي اينترنتي در آن كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اواخر شهريور 81 به دستور رئيس قوه قضاييه، كميته مبارزه با جرايم رايانهاي براي تدوين قوانين لازم در زمينه سوءاستفادههاي IT تشكيل و به درخواست دبير شوراي عالي اطلاعرساني، طرح فراهم كردن زيرساختهاي حقوقي و قانوني امنيت اينترنت مطرح شد، درست زماني كه بيش از 10 سال از ورود اينترنت به كشور ميگذشت و جرايم حائز اهميت در اين زمينه رخ داده بود، پيشنويس قانون مجازات جرايم رايانهاي از سوي كميته مبارزه با جرايم رايانهاي تحت نظارت شوراي عالي توسعه قضايي تدوين شد و در خرداد 84 در قالب لايحهاي به تصويب هيات وزيران رسيد.
فناوري اطلاعات عرصه را براي بزهكاران باز كرده و با ناشناس ماندن و صرف هزينه و وقت كمتر اعمال مجرمانه خود را انجام ميدهند
اين لايحه در همان سال براي طي مراحل قانوني با امضاي رئيسجمهور به مجلس شوراي اسلامي تقديم شد، اما هنگام ارائه اين لايحه به مجلس قيد فوريت در آن ذكر نشد كه با توجه به لوايح و طرحهايي كه با فوريت در حال پيگيري بودند، بررسي اين لايحه در سال گذشته دور از انتظار بهنظر ميرسيد، اما به دليل آنكه نمودار جرايم رايانهاي سير صعودي به خود گرفته بود، قوه قضاييه اولويت قراردادن اين لايحه را از مجلس خواستار شد كه با تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، لايحه جرايم رايانهاي طبق اصل 85 قانون اساسي در دستور كار كميسيون حقوقي و قضايي مجلس قرار گرفت.
البته تصويب نهايي اين قانون از وعدههاي مجلس هفتم بود كه در طول عمر 4 ساله خود، وفايي به اين عهد نكرد و اكنون مجلس هشتم رسالت پرداخت به اين مهم را به عهده دارد كه هنوز زمزمه اي از آن به گوش نميرسد.
اما اينكه در حال حاضر كلاهبرداران اينترنتي طبق كدام قانون مجازات ميشوند موضوع گفتگوي ما با دكتر بهرام بهرامي، قاضي ديوان عالي كشور است. او ميگويد: در قوانين موجود بزه كلاهبرداري اينترنتي حوزه و بحث خاصي ندارد براي همين در صورت تشكيل دادگاه براي چنين جرايمي عموما از قانون مجازات اسلامي ميتوان استفاده كرد؛ به طوري كه فصل 11 اين قانون و مواد 588 به بعد كه در ارتباط با ارتشا، ربا و كلاهبرداري است، ميتواند راهگشا باشد.
بهرامي در همين خصوص به ماده 596 قانون مجازات اسلامي اشاره ميكند و ميگويد: مطابق اين ماده هر كس با استفاده از ضعف نفس شخصي يا هويوهوس او يا حوائج شخصي افراد غير رشيد به ضرر او نوشته يا سندي اعم از تجاري يا غير تجاري از قبيل برات، سفته، چك، حواله، قبض و مفاسا حساب يا هرگونه نوشتهاي كه موجب التزام وي يا پرداخت ذمهگيرنده سند يا هر شخص ديگري ميشود، به هر نحو تحصيل كند، علاوه بر جبران خسارت مالي به حبس از 6 ماه تا 2 سال و از يك تا 10 ميليون ريال جزاي نقدي محكوم ميشود. البته در اين ماده، سخني از كلاهبرداري اينترنتي به ميان نيامده است اما از جمله «به هر نحو تحصيل كند» ميتوان اين قبيل كلاهبرداريها را نيز استنباط كرد.
اين قاضي ديوان عالي كشور در عين حال بر لزوم اجرايي شدن لايحه جرايم رايانهاي و الكترونيكي تاكيد ميكند و ميگويد: در شرايط فعلي كه مبحث رسانههاي الكترونيكي گسترده شده و مسائل خاص خود را به وجود آورده، لازم است تا در ارتباط با ابزارهاي الكترونيك مقررات خاص آنها وضع شود تا بتوان در مورد نوع اقدام و محيطي كه فرد مرتكب جرمي شده، اعمال مجازات كرد.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه ماده 596 قانون مجازات اسلامي نميتواند خسارت مال از دست رفته افراد از سوي كلاهبرداران را جبران كند، ضمن آنكه بر اين موضوع صحه ميگذارد، بار ديگر بر لزوم نهايي و اجرايي شدن لايحه جرايم رايانهاي و الكترونيكي تاكيد ميكند.
چند هشدار
بانكها و موسسات اعتباري هيچگاه از طريق نامههاي الكترونيكي اطلاعات محرمانه شما را درخواست نميكنند. بنابراين هرگاه در صندوق پستي خود نامههايي از اين دست را مشاهده كرديد به سرعت آن را حذف كنيد. همچنين كلاهبرداران اينترنتي ممكن است به شيوههاي مختلف درصدد جلب اعتماد شما برآيند پس از ارائه اطلاعات حساب بانكي يا مشخصات خود با آنان خودداري كنيد.
مطمئن باشيد كه كلاهبرداران اينترنتي با مراجعه به سايتهاي مختلف ميتوانند اطلاعات شخصي افراد را به دست آورند. پس اگر ديديد آنها در نامه خود مشخصات شما را به طور كامل و دقيق نوشتهاند، سعي كنيد حساب بانكي خود را تغيير دهيد.
در صورت وارد شدن به بازي اين كلاهبرداران، سعي كنيد قبل از واريز كردن هرگونه وجهي به حساب آنها، مراتب را از طريق وزارت امور خارجه و سفارتخانههاي مربوط به كشور فرستنده نامه پيگيري كنيد.
با توجه به اينكه بيشتر كلاهبرداران درخواست واريز پول به حسابهاي خارجي را دارند، بنابراين اگر كاربر مبالغ هر مرحله را به بانك خارجي اعلام شده پرداخت كند، در مراحل بعدي نيز هزينههاي بالاتري از او درخواست ميشود. اين فرايند تا جايي پيش ميرود كه مبالغ زيادي از كاربر قرباني اخاذي ميشود. اين در حالي است كه پس از پيگيري مالباخته براي روشن شدن وضعيت خود، كلاهبرداران به بهانههاي مختلف طفره ميروند و يا ارتباط ايميلي خود را قطع ميكنند.
پس به تمامي كاربران هشدار داده ميشود اگر نامههاي الكترونيكي با عنوان برنده شدن جايزه، استخدام و... را دريافت كرديد كه در متن آن نامهها به هر طريقي هزينههايي را درخواست كردهاند، حتما هويت فرستنده را از طريق نمايندگيهاي معتبر خارجي بررسي كنيد تا در دام كلاهبرداران اينترنتي گرفتار نشويد.
اين قبيل كاربران متخلف معمولا حس طمع كاربران قرباني را تحريك ميكنند و پس از تطميع آنان، اهداف شوم خود را به مرحله اجرا ميگذارند. بخش ديگري از كلاهبرداريها نيز از طريق تماس با منازل و شركت يا تلفنهاي همراه صورت ميگيرد؛ به گونهاي كه پس از تماس با شمارهاي كه به صورت تصادفي انتخاب شده است، اعلام ميكنند كه شما در قرعهكشي خاصي يك دستگاه ساعت يا ماشين حساب برنده شدهايد.
در اينجا نيز با تطميع افراد، نشاني محل سكونت آنها را دريافت كرده و پس از مراجعه به محل دريافتي، هديهاي باارزش بسيار كم را تحويل ميدهند و در كنار آن نيز ظاهرا يك كارت اينترنتي با مدت كاركرد زياد و با قيمت ارزانتر از كارتهاي موجود در بازار را به قرباني ميفروشند كه مسلما در بيشتر موارد، كارت اينترنتي بياعتبار است.
در مورد تلفن همراه نيز پيامي كوتاه از يك شماره نامشخص ارسال و اعلام ميشود كه شما برنده شارژ رايگان شدهايد و با ارسال كد مندرج در پيام كوتاه به شما هزينه مكالمه رايگان هديه داده ميشود، اما در اصل كد مذكور باعث كم شدن مقدار هزينه مكالمه موجود در حساب قرباني شده و آن مقدار هزينه را به فرستنده پيام كوتاه انتقال ميدهد. در اين خصوص نيز هشدار داده ميشود اگر كسي با شماره تلفن شهروندي تماس گرفت، ممكن است قصد اخاذي يا كلاهبرداري داشته باشد يا حداقل مشخصات هويتي و سكونت مخاطب را به دست بياورد كه ممكن است مشكلاتي را براي شهروندان ايجاد كند. بنابراين شهروندان براي پيشگيري از بروز مشكلات مالي و امنيتي لازم است قبل از هر پاسخي به مخاطبان تلفني يا اينترنتي ابتدا از هويت واقعي آنان اطمينان حاصل كنند و پس از آن پاسخ دهند و موارد درخواستي آنان را ارائه كنند.
منبع: جام جم
چرا دختران تا زمان ازدواج نمیتوانند شهوات خود را بروز دهند؟
در بین کسانی که خود را مقید نمیدانند، پسران برای خود مانع کمتری در سطح جامعه میبینند؛ از طرفی شرم و حیا در آنها کمتر است،از این رو چه بسا از طریق غیر مشروع به خواستههای نفسانی خود دست مییابند.
ممنوعیت روابط نامشروع در اسلام و در ادیان آسمانی، به خاطر جهات متعدد است، از جمله:
1ـ حفظ کانون گرم خانواده و برقراری پیوندهای خانوادگی و حفظ نسل و پیوندهای خونی و فامیلی.
2ـ نگه داشتن حرمت و احترام زن و ممنوعیت نگاه ابزاری و جنسی به زن.
3ـ کنترل و محدودیت شهوات برای شکوفایی استعدادها و ارزشهای عالی انسان.
4ـ جلوگیری از آسیبهای اجتماعی و روانی افراد جامعه و به خصوص دختران.
جهت آگاهی بیشتر شما از آثار و نتایج آزادی روابط جنسی و عدم کنترل شهوت، بخشی از تحقیقاتی را که در یک نشریه آمریکا در سالهای گذشته صورت گرفته، برایتان بیان میکنیم:
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: «هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب، به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند».
این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاریهاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان مینویسد:
«ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم».
اگر اسلام روابط آزاد دختر و پسر را منع نموده، به خاطر آثارى است که این گونه روابط به دنبال دارد.
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پدید آمده ، اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع:
تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است، در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى هاى ناخواسته:
آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: «بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر، قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است».
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین:
متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند، اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است، در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید، مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی:
افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی، باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند.
آندره میشل مى گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند، براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه – که مادام بهانة پدر مى کند – براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر، زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری:
پدیده شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی:
روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در امریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون، عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:
1ـ جامعه شناسى خانواده، از دکتر شهلا اعزازی.
2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری
http://golenarges110.blogfa.com/ منبعسوال بسياري از جوانها به خصوص خانم ها در مورد چگونگي
روابط قبل از ازدواج است!
بي شك در گذشته بيان چنين مسائلي دور از ذهن بود ولي
متاسفانه در دنياي كنوني عليرغم حركت پر شتاب به سوي
مدرنيزه شدن مشكلات فرهنگي و شخصيتي نيز دامنگير جوامع
شده و با توسعه ارتباطات و در هم آميخته شدن فرهنگ هاي
مختلف نوعي بي ثباتي عقيدتي و فرهنگي و شخصيتي نيز در
بين نسل جوان پديد آمده كه البته اين از نتايج منفي اين دوره در
كنار ابعاد مثبت آن مي باشد.
بسياري از رفتارها و گفتارها كه در گذشته زشت و ناپسند بود
امروزه براي عده اي نشانه تمدن و پيشرفت شده و در بعضي
موارد ديده مي شود افراد شديدا" علاقه به تظاهر و تقليد
بعضي رفتارها مي نمايند تا از قافله تمدن به دور نباشند. البته
تشخيص تمدن و پيشرفت ، بستگي به نگرش فرد ي و نوع
تربيت خانوادگي و شخصيت اجتماعي و اصالت فرهنگي فرد
دارد. اصالت و تربيت هر شخص بهترين راهنماي او در تشخيص
درست از غلط خواهد بود.
با توجه به اين مقدمه كوتاه سوال جوانان ما در رابطه با
چگونگي ارتباطات قبل از ازدواج چندان دور از ذهن تلقي
نمی شود.
قبل از هر چيز بايد متذكر شوم در اين پست منظور از رابطه
جنسي مي تواند شامل گرفتن دست يكديگر شده تا نوازش و
معاشقه و الي آخر! لذا در اين پست همه اينها را رابطه هوس
آلود تلقي كرده و وارد جزئيات نشده و متذكر مي شوم اين گونه
روابط متاسفانه بين بسياري از جوانها وجود دارد و البته نوع و
چگونگي آن هم بسته به شخصيت و تربيت و اصالت افراد متغير
است.
همان طور كه اشاره شد بسياري از خانم ها عنوان مي كنند در
روابط قبل از ازدواج شان با مردها ،
عده اي از مردها خواهان داشتن روابط هوس آلود هستند!
گاهي مردها ادعا مي كنند اگر عاشق من هستي و يا من را
دوست داري...
اگر مي خواهي عشقت را ثابت كني و من تنها عشق تو در
زندگيت هستم ...
(و هزار اگر ديگر كه با توجه به حساسيت عاطفي زنها از اين
بعد وارد مي شوند)
بايد با من رابطه بيشتري داشته باشي! و گاهي در قبال
مخالفت زنها اين گونه رفتار را نشانه امل بودن و دور از تمدن
بودن و تفكر سنتي و قديمي مي دانند و ادعا مي كنند چنين
زناني جايگاهي نخواهند داشت!
البته همانطور كه قبلا اشاره كردم تربيت و اصالت فرد در نوع
برخوردش با چنين مسائلي نقش مهمي را ايفا مي نمايد.
چند نكته قابل تذكر است كه به قول معروف از ما گفتن است ،
حال شنيدن و عمل كردن يا نكردن به آن بستگي به انتخاب
شخص دارد.
عاشق هرگز و هرگز براي معشوق شرط و شروط قرار نمي
دهد و اگر و اما هم نمي آورد. يك عاشق واقعي هرگز حرمت و
تقدس عشق را با هوي و هوس و لذت معاوضه نمي كند.
عاشق واقعي هرگز به تمايلات جنسي توجه نمي كند بلكه
بيشتر به روح معنوي عشق اهميت مي دهد.
عاشق واقعي كه هدفش وصال يار است چون در نهايت به
ازدواج مي انديشد مي داند كه در آينده در كنار يار به لذتهاي
ديگر خواهد رسيد لذا هيچ عجله اي براي داشتن روابط غير
معنوي نخواهد داشت. مگر اين كه كسي عاشق نباشد و قصد
ازدواج نداشته باشد و هدفش يك ارتباط كوتاه مدت باشد كه
بخواهد در اين مدت كوتاه سواستفاده هم بنمايد.
چند جمله از چند بزرگ مي نويسم در اين جملات دريايي از معنا
وجود دارد كه اگر كسي كمي به عمق اين جملات فكر كند
مسلما راه درست را در زندگي خواهد يافت و نياز به هيچ
مشاوره اي در اين رابطه نخواهد داشت.
ناپلئون بناپارت گفته:
عشق گوهري است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.
و نيز گفته است:
عفت در زن مانند شجاعت است در مرد، من از مرد ترسو هم
چنان متنفرم كه از زن نانجيب.
باربارادي آنجليس مي گويد:
به گونه اي از عشق و شور خود مراقبت و پاسداري كنيد كه
گويي گرانبهاترين دارايي شماست.
ودر جايي ديگر مي گويد:
عشق ماندگار هرگز برجاذبه جسماني ميان شما و معشوق كه
همواره در حال تغيير است متكي نيست.
چارلي چاپلين در نامه اي به دخترش مي نويسد:
دخترم: هيچ كس و هيچ چيز ديگر را در اين جهان نمي توان
يافت كه شايسته آن باشد كه دختري ناخن پاي خود را به خاطر
آن عريان كند. برهنگي بيماري عصر ماست. به گمان من، تن تو
بايد مال كسي باشد كه روحش را براي تو عريان كرده است.
در شرايطي كه عشق حكمفرماست هرگز عشق را با چنين
خواهش ها و روابطي آلوده نكنيد.
در مواردي هم كه عشق وجود ندارد و دو نفر قبل از ازدواج
روابطي جهت آشنايي و شناخت با يكديگر برقرار مي كنند
مسلما بايد عقل و منطق در ميان باشد و بي شك عقل و منطق
نيز هر گونه رابطه خارج از حد و مرز را نخواهد پذيرفت.
عقل و منطق مي گويد هرگز اجازه سواستفاده از خودتان را به
ديگران ندهيد. و هرگز شخصيت و غرور خود را به خاطر لذتهاي
زودگذر خرد نكنيد.
در سنين نوجواني و جواني به علت خصوصيات اين دوره از
زندگي شايد بعضي ها درگير هوي و هوس و غرايز سركش
خود قرار بگيرند و در لحظات كوتاهي خود را به دام اين بعد از
نفسانيات بياندازند ودر اين لحظات در كنار جنس مخالف احساس
لذت وافري داشته باشند و با روابط نادرست احساس
سرمستي و سرخوشي و لذت نمايند و در آن لحظات تصور كنند
كه خوشبخت ترين دلداده ها هستند و در اوج سعادت مي
باشند و هيچ چيز نمي تواند بين آنها فاصله بيندازد. و حاضر
نيستند اين خوشي و لذت را با چيز ديگري عوض كنند. ولي
مطمئن باشند اين گونه احساسات عميق و پايدار نيستند و براي
لحظه اي و مدت كوتاهي ارضا كننده مي باشند. و در اصل آني
و زود گذر هستند. اگر كسي به دنبال احساس لذت واقعي و
سعادت حقيقي است بايد در روابط خود ازعقل و منطق و درايت
كمك بگيرد و بر خواهش هاي نفساني خود غلبه كند و هر گونه
لذت جويي و توجه به غرايز را براي بعد از ازدواج قرار دهد.
پاكدامني و عفت در همه ملل و اقوام و فرهنگ ها و كشورها و
اديان و آئين ها ستودني است و مختص قشر خاصي نبوده و
نيست. و به همين دليل در همه كشورها براي ازدواج آئين
مخصوصي با توجه به قوانين و فرهنگ هر ملتي وجود دارد ودر
همه ملل ازدواج در چهار چوب ضوابط فرهنگي و قانوني خاصي
انجام مي شود. در همه آئين ها تداوم عشق ورزي تنها در
ازدواج، پسنديده شمرده مي شود و شايد به همين دليل هم در
همه جوامع ازدواج همراه با برپايي جشن و سرور است ودر اين
محدوده بسيار پسنديده هم تلقي مي شود.
ولي متاسفانه امروزه در جامعه خودمان مي بينيم كه بعضي از
جوانان بي بندوباري و بي حرمتي را نشانه تمدن دانسته و
گاهي حتي در ملاء عام نيز بسياري از روابط شخصي خود را
آشكار و علني مي سازند. مثلا من بارها در پارك يا سينما و
محل هاي عمومي ديده ام كه دو جواني كه هنوز دهانشان بوي
شیر مي دهد آن چنان در آغوش يكديگر فرو رفته اند و در حال
معاشقه و گفتگو هستند كه انگار اصلا توجهي به اطراف خود
ندارند و هيچ كسي را نمي بينند! حال تصور كنيد اگر در خلوت
باشند چه اتفاقي مي افتد!
زنها بدانند كه در هر گونه از روابط جنسي اين مردها هستند كه
بيشترين سود و لذت عايدشان مي شود.
توصيه مي شود هرگز حرمت و تقدس عشق را از بين نبريد و
اجازه سواستفاده از خودتان را به ديگران ندهيد.
به مردها هم توصيه مي شود به خاطر لذت هاي آني و زودگذر
شخصيت و غرور و مردانگي خود را زير پا له نكنيد.
قبل از ازدواج عاقلانه رفتار كنيد و يكديگر را كاملا بشناسيد و
مطمئن باشيد بعد از ازدواج وقت زيادي براي خرج كردن
احساسات و استفاده از لذائذ زندگي خواهيد داشت.
لذا با اراده و غلبه بر نفسانيات در هر دوره از زندگي خود
استفاده خاص و درست را از همان دوره داشته باشيد .
انسان از تولد تا مرگ دوره هاي خاصي دارد كودكي ، نوجواني ،
جواني و ميانسالي و پيري .
و آدم عاقل در هر دوره رفتار مخصوص آن دوره را انجام مي
دهد . به اين معنا كه از يك كودك
نمي پذيريم چون يك پير رفتار كند. لذا در نظر داشته باشيد در
دوران قبل از ازدواج و پس از ازدواج نيز تفاوت هايي وجود دارد
كه مختص همان زمان است و بايد سعي شود در چهارچوب
ضوابط خاص آن دوره رفتار شود. تلاش نماييد هميشه حدود و
مرزها را رعايت كنيد.
به اميد آن كه همه جوان هاي ما راه درست را انتخاب كنند و
سعادتمند شوند.
طبق تحقیقاتی که اخیرا انجام شده است، زنان تنها با نگریستن به مردان می توانند به طور ناخودآگاه وجود یا عدم وجود خصوصیات مورد نظرشان را در مردان تشخیص دهند
در گزارشی که اخیرآ در این رابطه تهیه شده است، آمده : “زنان می توانند نشانه های علاقه یا عدم علاقه به کودکان را در صورت مردان بخوانند و تشخیص دقیقی از چگونگی تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نیز داشته باشند.
>تحقیقات آماری نشان داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقمند هستند، برای روابط دراز مدت مناسب ترند
مطالعات انجام شده توسط محققین دانشگاه شیکاگو و دانشگاه کالیفرنیا - سانتا باربارا - نشان داده است
زنان به طرز شگفت آوری در تشخیص توانایی مردان در تشکیل زندگی و میزان علاقه آنها به داشتن فرزند - تنها با نگاه کردن به چهره آنان - مهارت دارند. نتیجه گیری زنان در این مورد باعث می شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتدای امر تصمیماتی اتخاذ کنند.
نتایج تحقیقات اخیر بیانگر این نکته است که در چهره هر شخص، خیلی بیش از آنچه تصور می رود اطلاعات کاملی در مورد پتانسیل شخصیتی در مقام شریک آینده زندگی وجود دارد
آنچه مسلم است زنان در این زمینه از یک حس ثانویه برخوردار نیستند، اما مرور زمان و تجربیات مختلف به آنان می آموزد که تمام جزئیات را در مورد تصمیم گیری برای زندگی مشترک آینده و ایجاد روابط خود در نظر بگیرند.
بد نیست به یکی از آزمایشهای انجام شده در این تحقیقات اشاره ای داشته باشیم .
عکس هایی از چهره های مردان مختلف داوطلب در اختیار ۲۹ نفر از دانشجویان دختر در مقطع لیسانس قرار گرفت.از آنها خواسته شد که صاحبان عکس ها را به ترتیب بر طبق میزان علاقه آنها به کودکان، جذابیت ظاهری و مهربان بودن، دسته بندی نمایند.به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتی بودن یا نبودن هر یک نیز بیان کنند.
نتیجه کار باور نکردنی بود … حدس این دانشجویان دختر کاملا به واقعیت نزدیک بود.
زندگي،
هديهايست که از جانب خداوند به ما ارزاني داشته شده و ما اجازه نداريم
در فقر، نااميدي و حسرت، روزگار را بگذرانيم و در اين دنيا، بدون آرمان و
باريبههرجهت زندگي کنيم بنابراين بايد مراقب گذر لحظههاي
ارزشمند عمر خود باشيم و اين لحظهها را با هدف بگذرانيم چراکه زندگي،
دکمهي بازگشت ندارد و هرچه را با تمام وجود بخواهيم، بهدست ميآوريم.
همانگونه که ميدانيم، لازمهي داشتن يک زندگي ايدهآل، در مرحلهي نخست، داشتن هدف مشخص و تعيين مسير ميباشد چراکه بيهدف بودن، انسان را دچار روزمرگي ميکند اما داشتن هدف، برنامهريزي را درپي دارد و داشتن برنامه، هدفها را محقق ميسازد و درنهايت برنامهريزي درست، موفقيت ميآفريند. هدف، وضعيتي است که ميخواهيم در آينده داشته باشيم و موفقيت، مسيري است براي دستيابي به اهدافي خاص. اگر خودمان نتوانيم وضعيتمان را در آينده تعيين کنيم، ناچار محيط پيرامونمان، وضعيت را به ما تحميل ميکند و آنچه که محيط بر ما حکم ميکند، چهبسا با ما سازگاري نداشته باشد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوبمان را معلوم نموده و به سمت آن حرکت کنيم. انتخاب هدف:
يکي از ضرورتهاي زندگي، انتخاب هدف است که بايد بهصورت آگاهانه انجام گيرد. اهداف زندگي هر شخص، با ديدگاهها، مقاصد و اعتقادات او، ارتباط تنگاتنگ دارد بنابراين بهجاي داشتن يکسري خيالها و آرزوهاي مبهم، بهتر است روي اهداف مشخص، متمرکز شويم. اينكه بدانيم هدفمان در زندگي چيست، خود باعث رسيدن هرچه سريعتر به موفقيت ميشود. مشخص کردن اهداف، باعث ميشود بتوانيم انتخابهاي بهتري داشته و به دستاوردهاي مهمي برسيم. داشتن هدف، باعث ميشود انسان از تقليد کورکورانه و گمشدن در راهي که مقصود او نيست، دوري کند. اين هدفها هستند که مسير و مقصد زندگي را تعيين و روشن ميکنند و به انسان اعتمادبهنفس، انگيزه و عشق به زندگي ميدهند. هدف، انسان را با استعدادها و توانمنديهاي بيکران درونياش آشنا ميکند. داشتن هدف و برنامه در زندگي، به انسان حرکت ميدهد و در او انرژي ميآفريند. کسي که هدفي مشخص دارد، براي رسيدن به آن، با همهي توانش ميکوشد و پيشميرود و هيچ سد و مانعي را ياراي آن نيست که در برابرش، مقاومت کند. او برميخيزد و براي رسيدن به آرمانهايش، دست به اقدام و تلاش ميزند. مراحل رسيدن به هدف:
باوجود اهميت بسيار زياد انتخاب هدف در زندگي، مردم بهطور معمول نميدانند که چهطور بايد براي خود هدف تعيين کنند.
در زير، آموزشهايي ارائه ميشود که به انتخاب هدف در زندگي، کمک شاياني مينمايد:
کاغذي سفيد جلوي رويتان قراردهيد و هرچه به فکرتان ميآيد را روي آن نوشته و ليستي از رؤياهايتان را تهيه نماييد. خيلي از ما، توانايي خيالپردازي را از دست دادهايم و اين مايهي تأسف است. با خيالپردازي ميتوان به آينده اميدوار بود و هرکجا اميد باشد، موفقيت نيز هست. بنابراين سعيکنيد تا حد امکان، تمامي رؤياهايتان را بهياد آوريد. بعد از تکميل ليستتان، در مورد هر آيتم آن، از خود بپرسيد «چرا؟» اگر نتوانستيد در يک جمله بيان کنيد که چرا چنين خيالي داشتهايد و چرا ميخواهيد به آن برسيد،
پس ديگر آن ايده، يک خيال نخواهد بود و نميتواند براي شما هدف باشد
بنابراين روي آن خط بکشيد. سپس بررسي کنيد که آيا اين بهطور واقعي هدف
خود من است يا کسان ديگري ميخواهند من به اين هدف برسم؟ آيا اين هدف، کار
صحيح و درستي است؟ آيا رسيدن به اين هدف، من را از رسيدن به اهداف ديگرم
بازميدارد؟
وقتي کارتان در اين مرحله تمام شد، به احتمال زياد ليستتان بسيار کوچکتر از اول شده است و اين باعث ميشود کمکم به تشخيص هدفي که توانايي رسيدن به آن را داريد، نزديکتر شويد و اين، همان هدف اصلي زندگي ميباشد. در تعيين اهداف، به ويژه هدف اصلي يا هدف نهايي زندگي، توجه به يک نکته، ضروريست و آن، هماهنگي و تطابق اهداف، با ذات، جوهر، فطرت و رسالت زندگي ماست. البته اين نکته را نيز بايد درنظر داشته باشيد که بعضي از اهدافتان بايد آنقدر بزرگ باشد که باعث شود تواناييهايتان را ارتقاء دهيد. اين اهداف بايد در درازمدت حاصل شود که شور و شوق شما را حفظ کرده و ناکاميهايتان را از اهداف کوتاهمدت کاهش دهد. در مرحلهي بعد، اهدافتان را دستهبندي کرده و به دو گروه کوتاهمدت و بلندمدت تقسيمبندي نماييد و پس از آن، فعاليتهاي لازم براي رسيدن به هر کدام از آنها را نيز مشخص کنيد. براي اين کار، نقشهاي در ذهنتان طراحي کنيد که تواناييها و ضعفهايتان را در مورد آن هدف بهخصوص، نشاندهد. دقت نماييد که بايد با خود صادق بوده و اهداف عملي و قابل وصول خود را از رؤياهاي تخيلي و غيرقابل دسترس جدا نماييد. نکات مثبت و منفي شخصيت خود را با ذکر جزئيات بيان کنيد. نقاط ضعف خود را بپذيريد و بدون احساس ضعف با يک برنامهريزي منظم، سعي در کاهش آن نماييد و با باور نقاط قوت خويش، با ارائه و تقويت آن در مقاطع خاص، ارزشهاي شخصيتي خويش را تثبيت نموده و ارتقاء دهيد. حال بهترين راههاي رسيدن به هدفتان را بنويسيد و پس از درنظر گرفتن تمامي جوانب کار، مسير خود را مشخص نماييد. پس از طي تمامي مراحل بالا، نوبت به مهمترين مرحله يعني شروع حرکت در مسير هدف ميرسد. تا زمانيکه تصميم جدي براي قدم در راه گذاشتن نداشته باشيد، همواره هدفهايتان در حد رؤيا و آرزو باقي خواهند ماند. بنابراين بايد با عقل و درايت تصميمگيري کنيد، ترديد نداشته باشيد، از عواقبش نترسيد، عجولانه تصميم نگيريد، با افكار نااميدكننده بجنگيد و مهمتر از همه اينکه تصميمگيرنده، خودتان باشيد. پس بدون ترس از خطرات احتمالي راه و با انتخاب بهترين مسير، اقدام نماييد و به نتيجهي کار خود، مطمئن باشيد. در يک نگاه کلي، مراحل رسيدن به هدفها به شکل زير تقسيمبندي ميشود:
1) ليستبندي هدفها 2) زمانبندي هدفها (زمان لازم براي رسيدن به هدف)
3) اولويتبندي هدفها
4) ايجاد انگيزه براي هر هدف (وضوح در هدف)
5) برنامهريزي براي رسيدن به هدفها
6) اقدام و شروع حرکت در مسير هدف (تلاش مستمر براي رسيدن به هدف)
به
خاطر بسپاريد كه هدفگذاري، يك فعاليت هميشگي است كه نيازمند بهروزآوري،
ثبت، اولويتبندي و مرور منظم هر دو نوع اهداف كوتاهمدت و بلندمدت
ميباشد. بدين منظور، دستكم هر شش ماه يکبار، اهداف خود را مرور كرده و
آنها را (در صورت نياز) مورد اصلاح قراردهيد چراكه با حركت در مسيري
منظم، ممكن است متوجه شويد ديگر اهدافي كه در قبل ثبت نموده بوديد، آن
ارزش اوليه را ندارند و نيازمند اصلاح ميباشند.
در اين هنگام، سعيكنيد از تناقض يا تضاد بين اهداف يا قياس نادرست به هر شكلي، آگاه بوده و از آنها اجتناب كنيد.
به زبان سادهتر، ممكن است رسيدن به دو هدف در كنار هم در يك دورهي
زماني، غيرممكن باشد. از اين طريق، ميتوانيد چنين تناقضاتي را كشف نماييد
اما در عين حال، هرگز كوشش براي دستيافتن به آنها را فراموش نکنيد.
درنهايت مهم اين است که بدانيم همهي چيزهاي لازم براي برداشتن اولين قدم را دراختيار داريم بنابراين بايد دست از بهانهگيري و بهانهجوييهاي بيپايه و اساس برداريم و لحظهي اکنون را بهعنوان بزرگترين فرصت زندگي خود بپذيريم و اولين گام را به سوي تحقق آرزوهاي خود برداريم و آنقدر در اين مسير مداومت و پافشاري بهخرج دهيم که درنهايت، اتفاقي که هميشه آرزوي آن را داشتيم، در مقابل چشمانمان محقق شود و بهوقوع بپيوندد. هيچگاه فراموش نکنيم که زندگي، فرصتهاي فراواني دراختيار کساني که به جستوجوي آرمانهاي بلندشان بهپا خواستهاند و به تحقق رؤياهايشان همت گماشتهاند، قرارميدهد. بنابراين بايد خطمشي خود را در زندگي تعيين کنيم و سکاندار کشتي سرنوشت خود باشيم و منتظر ديگران نمانيم و با طراحي و هدفگذاري، مسير زندگيمان را روشن کنيم و از زندگي خود، يک شاهکار بسازيم. منبع : مجله شادکامي و موفقيت |
اتهام سواستفاده اتهامی است که بعضی خانم ها وقتی رابطه شان با شکست مواجه می شود یا در آستانه ی شکست است مطرح می کنند . زنی که تا قبل از آن از مزیایای جسمی واقتصادی و احتماعی و احیانا روحی یک رابطه برخوردار بوده ناگهان خودش را یک فریب خورده می بیند . هرجا می نشیند چیزهایی به این مضمون می گوید :{فلانی از من استفاده کرد و بعد مثل یک دستمال مصرف شده پرتم کرد بیرون } اما واقعیت این است که اگر سواستفاده یا فریبکاری ای در کار باشد از همان آغاز رابطه بنیانش را دو نفری گذاشته اند . اینکه زنی "ناگهان" خودش را فریب خورده می بیند دلیلش این است که هیچگاه تصور درستی از جایگاهش نداشته و همواره خودش خودش را فریب داده است .شما بعنوان یک زن وقتی در رابطه با مردی قرار می گیرید در یکی از سه جایگاه {نشانده ، دوست دختر ، همسر} دسته بندی می شوید . هرکدام از آنها ویژگی ها ی خودش را دارد . اگر از همان ابتدا جایگاه تان را بشناسید هیچگاه احساس فریب خوردگی نخواهید کرد .چون توهم سواستفاده در خلط این جایگاه ها ریشه دارد .من برای روشن شدن جایگاه ها و فراهم کردن موقعیتی که بتوانید جایگاه تان را بشناسید چند خطی درباره هرکدام از آنها می نویسم : ...
ادامه مطلب
